
گزارش همه با برابری موافقاند، اما تا کجا؟
توافق بر سر برابری کجا به پایان میرسد؟ تحلیل پیمایش بپرسیم درباره نگرش به برابری جنسیتی در ایران و فروپاشی شتابزدهی توافقها در مصداقهای واقعی.
برابری؟ بله. اما تا کجا؟
ایران یکی از عجیبترین معماهای جهان در زمینه برابری جنسیتی است. از میانه دهه ۱۳۸۰،زنان بیش از نیمی از دانشجویان سال اول دانشگاهها را تشکیل داده اند. اما بر اساس برآورد سازمان بینالمللی کار، فقط حدود ۱۴ درصد زنان ایرانی وارد بازار شده اند؛ عددی کمتر از یکسوم میانگین جهانی. در گزارش شکاف جنسیتی مجمع جهانی اقتصاد در سال ۲۰۲۵، ایران در میان ۱۴۸ کشور رتبه ۱۴۵ را دارد. مساله زنانی که درس خواندهاند اما جایی در کار و مدیریت و تصمیمگیری پیدا نمیکنند، پرسش بزرگی را پیش میکشد: این فاصله فقط حاصل قانون است، یا ریشه در باورهای خود جامعه هم دارد؟ این پیمایش سالها پیش از آنکه پرسش حقوق زنان در سال ۱۴۰۱ به خیابانها برسد، همین پرسش را با پاسخدهندگانش در میان گذاشته است.
اگر از مردم بپرسید آیا به برابری زن و مرد باور دارند یا نه، تقریباً همه میگویند بله. اما وقتی پای موقعیتهای مشخص به میان میآید، پاسخها تغییر میکند. مثلا اگر بپرسید در یک مورد مزاحمت خیابانی چه کسی مقصر است، تصویر متفاوتی شکل میگیرد. این گزارش، بر پایه پاسخهای ۴٬۶۲۱ نفر به پیمایش «بپرسیم» در سالهای ۱۳۹۶ تا ۱۳۹۸، دقیقاً به همین نقطه نگاه میکند: جایی که توافق بر سر اصل برابری به پایان میرسد.
سنجش جامعه با دو ترازو: باور به برابری در برابر دیدن تبعیض
برای آنکه ارزیابی دقیقی از نگرشها به دست آید، دادههای این پیمایش در قالب دو شاخص اصلی (از ۱۰۰ نمره) خلاصه شدهاند:
- شاخص برابری جنسیتی (نمره ۶۸٫۰ از ۱۰۰): میزان حمایت واقعی افراد از حقوق برابر زنان را در موقعیتهای مختلف میسنجد.
- شاخص آگاهی از تبعیض (نمره ۶۴٫۳ از ۱۰۰): نشان میدهد جامعه تا چه حد تبعیضهای موجود علیه زنان را در آموزش، شغل و فضای شهری میبیند و لمس میکند.
تحلیل دادهها نشان میدهد این دو موضوع همیشه هممسیر نیستند؛ بسیار پیش میآید که فرد در کلام خواهان برابری باشد، اما تبعیضها و فشارهای روزمرهای را که زنان تحمل میکنند، اصلاً درک یا باور نکند.
سقوط توافق: از شعار برابری تا متهمکردن قربانی
در ظاهر، تقریباً همه موافق برابری هستند:
- ۹۱٫۱٪ از پاسخدهندگان میگویند به اصل برابری جنسیتی باور دارند.
- ۷۳٫۸٪ تاکید میکنند که زنان و مردان حقوقی برابر دارند.
- ۶۱٫۵٪ موافق قاضیشدن زنان هستند.
اما آزمون اصلی زمانی رخ میدهد که پرسشها ملموستر میشوند. در موضوع مزاحمتهای خیابانی و آزار جنسیتی، حمایت از نگاه برابریخواهانه به شدت سقوط میکند: تنها ۵۲٫۷٪ از پاسخدهندگان آزارگر را مقصر میدانند و در مقابل، ۴۷٫۰٪ خودِ فرد آزاردیده را مقصر یا مسئول بروز مزاحمت میدانند!
این افت ۳۸ واحدی نشان میدهد که پذیرش برابری در جامعه ما، تا زمانی است که به قضاوتهای سنتی و رفتارهای روزمره تهدید نشود.
دو دنیای کاملاً متفاوت: تجربه زیسته زنان و مردان
علت اصلی این شکاف در نگرشها، تفاوت عمیقی است که زنان و مردان در زندگی روزمره خود تجربه میکنند:
- تجربه آزار: نزدیک به نصف زنان (۴۸٫۷٪) میگویند تجربه مستقیم آزار و مزاحمت جنسیتی داشتهاند، در حالی که این رقم برای مردان تنها ۱۶٫۲٪ است.
- بیخبر از تبعیض: از هر سه مرد، یک نفر (۳۱٫۲٪) میگوید در تمام طول زندگیاش هیچگونه رفتار جنسیتی یا تبعیضآمیزی را تجربه نکرده است. اما در میان زنان، این نسبت فقط یک نفر از هر ۱۳ نفر (۷٫۶٪) است.
وقتی بخش بزرگی از مردان هرگز تبعیض را از نزدیک لمس نکردهاند، شگفتانگیز نیست که در موضوع مزاحمت خیابانی، ۵۸٫۰٪ از مردان فرد آزاردیده را مقصر میدانند، در حالی که اکثریت زنان (۶۴٫۱٪) آزارگر را مسئول میشناسند.
کلیشهها: دستورالعمل برای زنان، توصیف برای مردان
نتایج پیمایش «بپرسیم» نشان میدهد جامعه کلیشههای متفاوتی را به دو جنس دیکته میکند:
- کلیشههای زنانه «دستوری» هستند: پرشنیدهترین توصیف درباره زنان این است که «زن باید آشپزی و خانهداری کند» (۷۳٫۳٪). این کلیشهها بیشتر بر روی «تکالیف و محدودیتهای زن» تمرکز دارند.
- کلیشههای مردانه «توصیفی» هستند: پرشنیدهترین توصیفها درباره مردان مواردی چون «همه مردان بیوفا هستند» (۴۸٫۴٪) یا «مردان در محل کار قویترند» (۴۸٫۴٪) است که صرفاً به «ویژگیهای رفتاری» میپردازند.
فرهنگ یا قانون؛ مانع اصلی کجاست؟
پاسخدهندگان فرهنگ جامعه (۷۴٫۷٪) را فراتر از قوانین (۵۰٫۲٪)، اصلیترین مانع دستیابی به برابری میدانند.
اما تناقض اصلی در ارائه راهکار پیش میآید: با وجود آنکه اکثر مردم ریشه مشکل را در رفتارها و فرهنگ جامعه میبینند، محبوبترین راهکار پیشنهادی با ۷۹٫۰٪ انتخاب، عمومیترین و بیتکلیفترین گزینه یعنی «افزایش آگاهی» بوده است. در مقابل، اقدامات عملی و آموزشی مانند «آموزش برابری در مدارس» (۵۵٫۰٪) استقبال کمتری دریافت کردهاند.
دادهها چگونه محاسبه شدند؟
در این پیمایش آنلاین، ۷۷٫۴٪ از پاسخدهندگان مرد و ۸۴٫۶٪ زیر ۳۵ سال بودهاند. اگر دادهها بدون تعدیل استفاده میشدند، نتایج بیشتر بازتاب دیدگاه مردان میبود. به همین دلیل، تیم تحلیلی دادهها را بهگونهای وزندهی کرده است که نظر زنان و مردان سهمی برابر (۵۰ به ۵۰) در شاخصهای کشوری داشته باشد.
این دادهها اگرچه نماینده ریاضی کل جمعیت ایران نیستند، اما تصویر کاملاً شفافی از گسلها و تناقضهای فکریِ بدنه جوان، متصل و شهری کشور ارائه میدهند.
دریافت گزارش کامل
گزارش تحلیلی «برابری؟ بله. اما تا کجا؟» به همراه تمام نمودارهای آماری، تفکیکهای استانی و جزئیات روششناسی توسط بنیاد پیام (تحت مجوز کریوتیو کامنز CC BY-NC-SA 4.0) منتشر شده است.
مطالعه بیشتر
مقالههای دیگر بپرسیم را هم میتوانید از همین بخش ببینید.