
پایان افسانه بیتفاوتی: چرا مردم ایران برای محیط زیست کاری نمیکنند؟
خشک شدن دریاچه ارومیه، فرونشست زمین و هوایی که نفس کشیدن را سخت کرده، دیگر اخبار حاشیهای نیستند؛ اینها واقعیت روزمره زندگی ما شدهاند. سالهاست که در برابر این بحرانها، یک انگاره تکراری از سوی مدیران و رسانهها تکرار میشود: «مردم آگاه نیستند» یا «مردم اهمیت نمیدهند». اما دادههای دقیق و پردازششده در پلتفرم «بپرسیم» داستان کاملاً متفاوتی را روایت میکند.
ما در پیمایش جامع سال ۱۳۹۵ با بررسی نظرات نزدیک به ۴ هزار نفر از سراسر ایران، به یک تناقض بزرگ رسیدیم: آگاهی و نگرانی در بالاترین سطح خود قرار دارد، اما مشارکت نزدیک به صفر است. مشکل از بیتفاوتی مردم نیست؛ مشکل در بنبستِ مشارکت و نبودِ مسیرهای عملی است.
این گزارش که بر بستر دادههای خام و بدون دخالت دست تحلیل شده، فرضیات سنتی درباره رفتار محیط زیستی ایرانیان را به چالش میکشد:
نگرانی عمیق در کنار امیدواری سرسختانه
۶۷٫۲ درصد از پاسخدهندگان وضعیت محیط زیست کشور را «بد» یا «خیلی بد» میدانند، اما تسلیم نشدهاند. رایجترین نگاه متعلق به ۵۸٫۲ درصد از افراد است که معتقدند اوضاع بد است اما با تلاش زیاد هنوز میتوان آن را بهبود داد. این یعنی جامعه ناامید نیست و پتانسیل عظیمی برای تغییر دارد.
درگیری با واقعیت، نه مفاهیم انتزاعی
مردم بیش از هر چیز نگران بحرانهایی هستند که هر روز با آن زندگی میکنند. آلودگی هوا (۶۵٫۴ درصد) و خشکسالی (۵۱٫۵ درصد) در صدر فهرست دغدغهها قرار دارند. در مقابل، مفاهیم جهانیتری مثل تغییر اقلیم تنها برای ۱۳٫۷ درصد از افراد در اولویت است. پیام روشن است: برای همراه کردن مردم، باید روی دردهای ملموس روزمره دست گذاشت.
مطالبه روشن برای تخصصگرایی
مردم میدانند چه کسی باید کار را به دست بگیرد. ۷۶٫۱ درصد خواهان نقشآفرینی مستقیم دانشمندان در سیاستگذاریها هستند و ۷۰٫۵ درصد همین جایگاه را برای سازمانهای مردمنهاد قائلاند. شاخص مطالبه اقدام در این جامعه به عدد قابل توجه ۷۰٫۸ از ۱۰۰ میرسد.
حلقه مفقوده: جایی که کمپینها شکست میخورند
مهمترین و تکاندهندهترین یافته این گزارش، شکاف عمیق میان «تمایل به اقدام» و «عمل» است. در جامعهای که بیش از ۷۰ درصد آن آماده حمایت از نهادهای مدنی هستند، تنها ۱۱٫۹ درصد نام یک کمپین محیط زیستی آنلاین را شنیدهاند و فقط ۹٫۲ درصد میتوانند پویشی را نام ببرند که آن را مؤثر میدانند. میزان حمایت از اقدام، حدود شش برابر میزان آشنایی با پویشهای عملی است. در واقع، مردم آمادهاند، اما نهادها و فعالان نتوانستهاند راهی در دسترس برای پیوستن آنها ایجاد کنند.
چرا باید این گزارش را بخوانید؟
این گزارش صرفاً مجموعهای از نمودارها نیست. این سند یک نقشه راه برای سیاستگذاران، فعالان محیط زیست، روزنامهنگاران و نهادهای مدنی است تا مسیر ارتباطی خود را با جامعه بازطراحی کنند. اگر میخواهید بدانید چرا کمپینهای صرفاً «آگاهیبخش» دیگر جواب نمیدهند، چرا تحصیلات بیش از جغرافیا در میزان نگرانی تفاوت ایجاد میکند، و چگونه باید نیروی عظیم و معطلمانده مردمی را به یک اقدام مؤثر تبدیل کرد، مطالعه این گزارش برای شما ضروری است.
این گزارش حاصل تحلیل نظرات نزدیک به ۴ هزار کاربر داوطلب پلتفرم «بپرسیم» از ۳۱ استان کشور است. باید در نظر داشت که این نمونه آماری نسبت به میانگین کل جامعه ایران، بافت جوانتر و تحصیلکردهتری دارد. از آنجا که دادهها تایید میکنند میزان دغدغهمندی و آگاهی محیط زیستی با افزایش سطح تحصیلات رابطه مستقیم دارد، میتوان این نتایج را تصویری روشن و مستند از «سقف مطالبهگری و نگرانی» در ایران دانست؛ نمایی از آن بخشِ جامعه که پتانسیل بالایی برای اقدام عملی دارد.
عبور از بحرانهای محیط زیستی بدون همراهی بدنه جامعه ممکن نیست و این آمارها نشان میدهد مردم برای مشارکت تمایل دارند، اما مسیر آن را نمیشناسند. برای بررسی دقیقتر این دادهها و استفاده از آنها در طراحی کمپینها و سیاستگذاریهای مؤثرتر، نسخه کامل این گزارش را هماکنون دریافت و مطالعه کنید.
گزارش کامل را بنیاد پیام با مجوز Creative Commons (CC BY-NC-SA 4.0) منتشر کرده و اکنون برای دانلود در دسترس است.
دانلود فایل
فایلهای پیوست این مقاله را میتوانید مستقیم دانلود کنید.
مطالعه بیشتر
مقالههای دیگر بپرسیم را هم میتوانید از همین بخش ببینید.