تحقیقات کمی در برابر کیفی : تفاوتشان در چیست؟

مقایسه تفاوت تحقیقات کمی و کیفی
توسط

یک روش برای دسته بندی تحقیقات بازار و به طور کلی تحقیقات علمی توسط تکنیک های کمی در برابر کیفی انجام می‌شود. توضیح مناسبی از تحقیقات کمی و کیفی در این مقاله ارائه شده است اما اگر می‌خواهید این موضوع را به سادگی و آسان در ذهن داشته باشید:

داده های کمی (کمیتی) را به صورت داده های ساخت یافته (عمدتا داده های عددی) در نظر بگیرید که می توانند در یک اکسل قرار گرفته و توسط روش های آماری انالیز شوند.

برعکس، داده های کیفی را به صورت اطلاعات ساخت نیافته (نظرات گروه کانونی، مشاهدات و..) در نظر بگیرید که بر خلاف حالت ریاضی، به صورت ذهنی خلاصه شده اند.

تحقیق کمی (کمیتی)

این تحقیق با استفاده از ریاضی و آمار به اندازه گیری عینی موضوع شما کمک می کند. اگر شما در حال انجام یک تحقیق کمی هستید، به احتمال زیاد در حال آنالیز داده های خام به کمک یک برنامه نرم افزاری صفحه گسترده مانند اکسل یا یک بسته ی آماری مانند spss می باشید. برای تسهیل این نوع آنالیز، نیاز است که داده های شما در یک فرمت ساختاری جمع آوری گردند. تحقیق کمی غالبا با استفاده از روش های تحقیقات بازار – مانند نظرسنجی ها و آزمایش ها – انجام می شود که از نظر جمع آوری داده های ساخت یافته بهترین محسوب می‌شوند.

بخاطر داشته باشید که ممکن است نیازی به تحقیق اصلی اولیه برای انجام آنالیز کمی نباشد. منابع ثانویه ای از داده های تحقیق وجود دارند که دارای داده های ساختاربندی شده خوبی برای آنالیز کمی هستند (یک مثال خوب در این رابطه gapminder است).

مثال: هر روز یک نظرسنجی حاوی یک پرسش در وب سایت How Stuff Works یا به صورت هفتگی در بپرسیم انجام می‌شود. آن ها در موردی که شما به آن علاقه مند هستید، یک آرشیو کامل از سوالات تصادفی که پرسیده اند دارند.

این پرسشنامه ها مثال های ساده از تحقیق کمی می باشند چرا که می توان آن ها را به صورت عددی آنالیز نمود. مثال زیر درصد پاسخ گویی را برای سوال «شخصیت دیزنی مورد علاقه ی شما کیست؟» نشان می دهد.

همانطور که می توانید ببینید، داده ها به روشی ساخت یافته جمع آوری شده اند (سوال چند گزینه ای) و نتایج به صورت عینی، به روش آماری خلاصه شده اند.

نمونه‌ای از تحقیق کمی

نمونه‌ای از تحقیق کمی

تحقیق کیفی

برخلاف تحقیق کمی، تحقیق کیفی معمولا ماهیت ساختاربندی نشده و اکتشافی دارد. در این مورد، محقق به تعیین نتایج آماری هدفمند یا آزمایش یک فرضیه علاقه ای ندارد، بلکه علاقه مند به دستیابی به بینشی در مورد یک موضوع خاص می باشد. تکنیک های رایج تحقیق کیفی شامل گروه کانونی، مصاحبه ها و مشاهدات است.

به این دلیل که داده ها، یک دسته از یادداشت های دست نویس ساختاربندی نشده هستند – دسته ای از یادداشتهای دستنویس یک جلسه گروه کانونی را تصور کنید – می‌تواند در نتایج حاصله و نمایش یافته ها فریب دهنده باشد. در مورد مصاحبه ها و گروه های کانونی، مدیر می‌تواند به سادگی زمانی را برای نوشتن نکات کلیدی که در جلسه می‌شنود اختصاص دهد. برای مثال در یک گروه کانونی در رابطه با پیتزا، شما احتمالا خلاصه ی زیر را خواهید دید:

نگرانی های مشترک در بین شرکت کنندگان استفاده بیش از حد از پنیر، چرب بودن و سس مایونز است.

در مورد آنالیز کیفی، روش دیگری که وجود دارد کد کردن داده های ساخت نیافته است که تلاشی برای فرم دادن داده ها به صورت چیزی است که می تواند در جداول یا نمودارها خلاصه گردد.

اگر محقق ۲۰ مصاحبه انجام دهد و و از هر فرد سوالات یکسانی بپرسد، جواب ها احتمالا به صورت توصیفات کوتاه خلاصه شده یا کد می شوند. یک پاسخ کد شده برای سوال «چه زمان های ساعت مچی می بندید؟» احتمالا می تواند چیزی شبیه به «۳-موقعیت های رسمی» باشد. شما می توانید جواب های دیگر را با کدهای احتمالی «۱-هرگز»،«۲-هر روز» و… تصور نمایید.

با داشتن گفت و گوهایی که پاسخ آن ها به صورت گفته شده کد شده اند، داده ها از شکل کاملا کیفی به داده های کمی کد شده و می توانند در جداول و نمودارها خلاصه گردند.

یک روش آنالیز کیفی دیگر آنالیز محتوای اتوماتیک می باشد. اجازه دهید اینطور بگوییم که شما حجم زیادی از متون ساخت نیافته دارید که در حین جلسه ی گروه کانونی تایپ کرده اید. شما به صورت دستی نگاهی به سرتاسر یادداشت ها انداخته و نتیجه گیری هایی می کنید.

شما همچنین می‌توانید این متن ها را گرفته و آن ها را وارد یک آنالیزکننده ی محتوا (برای مثال wordle) کنید، این آنالیز کننده به دنبال کلمات تکراری گشته و «ابر واژه» عالی ای را از بین کلمات کلیدی مورد استفاده حاصل می آورد. این روش یک راه سریع برای به دست آوردن بینشی از داده های ساخت نیافته است، خصوصا هنگامی که مجموعه داده ها بسیار زیاد می باشد.

اجازه دهید نگاهی به یک مثال تحقیق کیفی از ابتدا تا انتها بیاندازیم.

تصور کنید که در یک سالن بولینگ کار می کنید و در هر خطی که هستید فرم هایی دارید که حاوی پرسش «تجربه ی امروزتان چطور بود؟» می باشند.

بیایید فرض کنیم که ۱۰۰ پاسخ دهنده وجود داشته و جواب هایی از جمله: «عالی، کارکنان بسیار مؤدب بودند» و «افتضاح، من هرگز در زندگی ام به این بدی بولینگ بازی نکرده ام» داده باشند.

هنگامی که رئیس می پرسد «بازخورد تاکنون چگونه بوده است؟»؛ شما فقط سرتان را می خارید چون مطمئن نیستید که چطور باید همه ی این داده ها را خلاصه کنید. در این جا شما چند گزینه دارید:

  1. شما هر ۱۰۰ تا کارت حاوی جواب را بر روی میز رئیستان بگذارید و بگویید: «چرا خودتان نگاهی بهشان نمی اندازید؟» برخی از مدیرها با چنین پاسخی مشکلی ندارند.
  2. شما می توانید نگاهی به کارت های حاوی جواب بیاندازید، به زمینه های اصلی آن ها دقت کرده و به ریس خود بگویید «بیشتر بازخوردها مثبت بودند اما چند نظر در رابطه با کثیف بودن دستشوئی نیز داشته ایم».
  3. شما می توانید یک مرحله جلوتر بروید و به هر پاسخ درون اکسل یک کد بدهید. برای مثال هر پاسخ را به صورت مثبت، منفی یا خنثی و یا حتی کد بندی به صورت زیرمجموعه هایی چون «غذا»، «تمیز بودن»، «کارکنان»، یا هرچیزی که معنی دار باشد دسته بندی کنید. شما می توانید آن ها را به رئیس خود بازگردانده و چیزی شبیه به این بگویید: ۶۵% از پاسخ ها مثبت بوده، و یک سوم از آن ها نیز غذا را ذکر کرده اند.
ابرواژه سخنرانی «من آرزویی دارم» مارتین لوتر کینگ

ابرواژه سخنرانی «من آرزویی دارم» مارتین لوتر کینگ

منبع

Share

نظرات

  1. […] وقتی که می خواهید چیزی را به صورت عینی اندازه بگیرید (یا کمیتی) […]

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *